بسیج به مثابۀ پلتفرم اجتماعی

فاطمه بائی، کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه فردوسی مشهد

پس از انتشار متن حکم انتصاب حجت‌الاسلام حسین طائب به سِمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین، واکاوی و پردازش اقتضائات مفهومی و محتوایی این انتصاب بیش از پیش ضرورت یافته است. نگارنده معتقد است که اگر با نگاهی سراسربین و تمدنی به «متن» و «فرامتن» این حکم نگریسته شود، آنچه از مأموریت جدید سازمان بسیج استنباط می‌گردد، چیزی به‌جز پارادایم حکمرانی مردم‌پایه در ساحت‌های مختلف آن نخواهد بود. از این رو، بر آنیم تا به اختصار، دکترین گذار از این پارادایم به رویکردی سیاستی معطوف به مأموریت‌های جدید این سازمان را تبیین کنیم.

متن انتصاب، مأموریت جدید بسیج را مفصل‌بندی و شاکله‌سازی حکمرانی مبتنی بر مشارکت اجتماعی، از طریق وارد کردن اقشار مختلف مردم در حکمرانی رسمی، می‌داند. در حکمرانی رسمی، داده‌ها و اطلاعات که منشأ تولید راهبرد و سیاست‌اند، توسط نهادهای دولتی و عمومی تولید می‌شوند؛ اما با ابتنا بر مأموریت جدید سازمان بسیج، قرار است اقشار مختلف مردم در قالب گروه‌های محله‌محور و مسجدبنیاد، از طریق تولید داده، مدیریت تقاضا و شبکه‌سازی هویتی، حکمرانی نوینی را به منصۀ ظهور برسانند که می‌توان نام «حکمرانی شبکه‌ای» بر آن نهاد. همچنین، در آن بخش از حکم انتصاب که بر تقویت رویکرد مردم‌پایه سازمان بسیج با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین تأکید شده است، می‌توان حکمرانی فناورانه و هوشمند را نیز جزئی از مأموریت‌های نوین این سازمان قلمداد کرد.

تقویت شبکۀ اطلاعات مردمی، مفهوم کانونی دیگری در حکم انتصاب رئیس جدید این سازمان است که نگارنده، در حدی که مجال کوتاه این یادداشت اجازه می‌دهد، درصدد تشریح آن است. در زبان آکادمیک علوم انسانی در ایران، هنگامی که از انگارۀ «اطلاعات» سخن گفته می‌شود، چندین معنا و برابرنهاد برای آن متصور است؛ اطلاعات در زبان فارسی برابرنهادهایی چون Intelligence، Information و Data در زبان آکادمیک انگلیسی دارد.

اطلاعات به معنای نخستین برابرنهاد، یعنی Intelligence، که از وظایف ذاتی سرویس‌های امنیتی در همۀ کشورهاست و در کشور ما نیز توسط دو نهاد وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه عملیاتی می‌شود، با توجه به ساختار کلی و کلان حکم انتصاب مذکور ـ که بر مفصل‌بندی حکمرانی مردم‌پایه توسط سازمان بسیج دلالت دارد ـ در «شبکۀ اطلاعات مردمی» معادل برداشت امنیتی نیست؛ بلکه سویه و وجهی از ارکان حکمرانی مردمی و شبکه‌ای محسوب می‌شود.

دیتا و اینفورمیشن، که معادل‌های دیگرِ اطلاعات‌اند و هر یک از ستون‌های اساسی و بنیادین حکمرانی محسوب می‌شوند، در واقع منظور از مفهوم «شبکۀ اطلاعات مردمی» در این حکم انتصاب‌اند. ازاین‌رو، برای تدوین دکترین‌های جدید سازمان بسیج، بایستی به این نکات بسیار مهم توجه شود. در همین راستا، «هر ایرانی ـ یک بسیجی» در متن حکم، خود گویای آن است که این سازمان بر آن قرار خواهد داشت تا اطلاعات لازم برای چرخه‌های مختلف حکمرانی، از جمله حکمرانی اقتصادی در وضعیت تحریم ـ یعنی اتکاء به اقتصاد مقاومتی ـ توسط آحاد مردم ایران و در چارچوب بسیج تولید شود. این مدل حکمرانی را نگارنده معادل حکمرانی محلی یا، به شکلی هنجاری‌تر، حکمرانی مسجدپایه می‌داند.

سازمان بسیج با رویکرد و رهیافت جدید، درصدد است تا دربارۀ نحوۀ شکل‌گیری، اجرا، بررسی و ارزیابی برنامه‌های حکمرانی، به‌مثابۀ یک پلتفرم اجتماعی، دکترین جامعی ارائه کند تا خودکفایی بوم‌گرایانه در وضعیت تحریمی را بیش از گذشته تقویت نماید. در اینجا می‌توان به سه گونه بسیج اشاره کرد: نخست، بسیج سنتی؛ دوم، بسیج شبکه‌ای؛ و سوم، بسیج داده‌محور و پلتفرمی. سازمان بسیج در قامت جدید می‌بایستی با فراهم کردن گذار از رویکرد سنتی به رویکرد شبکه‌ای و داده‌محور، ضمن هوشمندسازی این نهاد، در پی فناورانه کردن ابعاد مختلف بسیج برآید.

در نمودار حکمرانی محله‌محور که قرار است بسیج کاتالیزور و تسریع‌بخش آن باشد، «مسجد» رکن بسیار مهمی از بدنۀ این حکمرانی شبکه‌ای را تشکیل می‌دهد. مسجد، که خود به‌عنوان نهادی تولیدکنندۀ ارزش و هنجار قلمداد می‌شود، ساختار حکمرانی فرهنگی و هویت‌بخشی به سایر ارکان حکمرانی محلی را مفصل‌بندی می‌کند؛ تا جایی که قرار است، با ابتنا بر مأموریت‌های جدید خود، بخشی از روایت‌بخشی محیط بین‌الملل را نیز سازمان بسیج بر عهده بگیرد. در نهایت، این حکم انتصاب به‌مثابۀ یک پارادایم است که ضرورت بازتعریف دکترین و رهیافت سیاستی نوین بسیج را به‌جد طلب می‌نماید.

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید