پساجنگ: الزامات عبور از تله دولت فرومانده

مقامات رژیم صهیونیستی بارها اعلام کرده‌اند که بر روی روزهای پس از پایان جنگ نیز حساب کرده و آن را به مثابه بخشی از نبرد ترکیبی خود می‌بینند؛ شرایطی که در آن ایران به دلیل از بین رفتن زیرساخت‌ها در جنگ دچار شورش‌های اجتماعی شده و سیستم سیاسی تبدیل به یک دولت فرومانده(Failed State) می‌شود. سازمان سیا از سال ۱۹۹۳ دفتری ویژه جهت مطالعه کشورهای با دولت فرومانده تشکیل داد. شوروی به دلیل تبدیل شدن به یک دولت فرومانده تجزیه شد و به نظر می‌رسد که سیا پس از آن تجربه کوشش کرد تا مدل دولت‌های فرومانده را توسعه دهد. بدین ترتیب، پس از آن همه کشورهای متخاصم ایالات متحده تقریبا با مدلی واحد مواجه شدند.

اصطلاح دولت فرومانده به دولتی اطلاق می‌شود که در چرخه بی‌پولی-ناکارآمدی گرفتار آمده و نهادهای آن قادر به تامین نیازهای عمومی نیستند. ناکارآمدی به معنای ناتوانی نهادها و بوروکراسی برای کنترل شرایط، ساختن افق آینده و پیشبینی‌پذیری روندهای جامعه است. در مقابل، یک دولت مقتدر از نهادهای پویا و با ثبات برخوردار بوده که توانایی ایجاد توسعه در کشور را دارا هستند. یک سیستم نهادی کارآمد حداقل ۴ کارکرد اساسی را تضمین می‌کند.
1) تامین مایحتاج روزمره و جلوگیری از قحطی
2) امنیت عمومی و جلوگیری از رشد گروه‌های باج‌گیر و جنایتکار
3) برقراری عدالت و مبارزه با فساد
4) اجماع نخبگان سیاسی

این چهار کارکرد حتی در شرایط کمبود منابع مالی شاکله کشورها را حفظ کرده و فرصت ارتقا و پیشرفت را فراهم می‌سازند اما در صورتی که این عوامل به وسیله دولت سامان پیدا نکنند، شرایط برای تشدید منازعات داخلی و فروغلتیدن به وضعیت بحرانی فراهم می‌گردد. قحطی اولین تهدید برای جوامع است که باعث از بین رفتن جمعیت‌ها می‌شود. در مرحله بعد ناتوانی از حفظ جان و مال در برابر گروه‌های خشن و پس از آن دستگاه قضایی است که باید بتواند عدالت را در میان مردم برقرار کند. مبارزه با فساد از این جهت حائز اهمیت است که در شرایط کمبود منابع مالی همان منابع اندک در مسیر درست خرج شده و بتوانند به تدریج درآمدها را افزایش دهند. شکاف نخبگان سیاسی معمولا به اتلاف منابع در جهت رقابت‌های سیاسی یا در شرایط حادتر به جنگ داخلی می‌انجامد. یک دولت مقتدر، برای عبور از بحران‌ها و در شرایطی که دچار کمبود منابع مالی و زیرساخت‌های تخریب شده است، بایستی راهبردی ابتدایی برای حفظ این شاخصه‌ها داشته باشد چرا که هر عامل احتمالی اختلال در این امور به معنای فروپاشی دولت تلقی می‌شود.

مطالعات تجربی صورت گرفته پیرامون کشورهای فرومانده نشان می‌دهد اولین و مهمترین عامل در ارتقا وضعیت، تقویت بوروکراسی دولتی و افزایش سرمایه‌گذاری بر روی آن است. بوروکراسی کارآمد می‌تواند به افزایش کارآمدی بازارها، تقویت اعتماد عمومی و تضمین کارکردهای اساسی دولت منجر شود اما در شرایطی که بوروکرات‌ها ناراضی یا ناتوان باشند با افزایش فساد، زمینه‌های نارضایتی و هدر رفت منابع فراهم می‌شود. دولت تنها با حمایت و توانمندسازی بوروکراسی خود می‌تواند کنترل بر شرایط را حفظ کند.
بر این مبنا، جمهوری اسلامی بایستی اولویت‌هایی برای ناکام گذاشتن راهبرد دولت فرومانده دشمن اتخاذ کند:
الف) اراده به ارتقا بوروکراسی و توانمندسازی آن. آنچه کشور را پس از بحران نگاه داشته و توسعه می‌بخشد یک بوروکراسی قوی و خلاق است.
ب) در شرایط پساجنگ سرعت پیشرفت‌های حاصل شده و برطرف کردن نقصان‌ها مهمترین مسئله کشور به‌شمار می‌رود. هر چه سریع‌تر تصمیم‌ها گرفته و عملیاتی شوند با مشکلات کمتری روبرو خواهیم بود.
ج) کشور بایستی “راهبرد توسعه” پساجنگ را به سرعت طرح‌ریزی کرده و آن را آغاز کند. مسئله ما نه بازسازی بلکه پیشرفت با مدل‌های نوین است.
د) حفظ اجماع سیاسی و دوری نخبگان از مسائل حاشیه‌ای تا زمان تثبیت کامل شرایط کشور.

این مقاله را به اشتراک بگذارید