برافروختگی سائقه هویت ملی در شرایط جنگی

جنگ و تهدیدات خارجی، علی‌رغم پیامدهای تلخ، می‌توانند کاتالیزوری برای تقویت هویت ملی و انسجام اجتماعی باشند. این یادداشت با تحلیل تحولات اخیر ایران، تأثیر تهاجم دشمن بر کاهش تضادهای داخلی و تقویت همدلی با حاکمیت را بررسی کرده و بر ضرورت پاسداشت این سرمایه تأکید می‌کند.

موضوع هویت به معنای نسبت سنجی فرد با خود و محیط پیرامونش، یکی از محورهای کلیدی مطالعات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی محسوب می‌شود. در این ‌بین هویت ملی به‌عنوان عالی‌ترین سطح از مفهوم هویت، در وجهی کلان، احساس تعهد و تعلق‌خاطر به اجتماع ملی را نمایندگی می‌کند. در زمانه جنگ، مفهوم هویت ملی اهمیتی برجسته‌تر از شرایط عادی پیدا می‌کند.

اساساً یکی از کارکردهای معمول و قابل‌انتظار جنگ برای جوامع گوناگون، ظرفیت آن برای انسجام‌بخشی است. جنگ به‌صورت موقتی، تفرقه را دفع نموده و تنش‌ها و تشنجات داخلی را تلطیف می‌کند. هگل، فیلسوف بزرگ و نام‌آشنا، جنگ را عامل هویت بخشی می‌دانست که مردم یک جامعه را ذیل هدف و آرمانی مشترک و یک گرایش ملی به همکاری سوق می‌دهد. بنابراین باید به کارکرد انسجام‌بخشی جنگ و تهدید وجودی دشمن خارجی، به‌عنوان یک ظرفیت ناخواسته برای جامعه‌ای درگیر اختلافات متعدد داخلی اشاره کرد.

دو جنگ اخیر (دوازده‌روزه و چهل‌روزه) نیز از شمول قاعده انسجام‌بخشی به جامعه ایرانی توسط تهدید نظامی دشمن خارجی خارج نبوده است. مقابله با تجاوز بیگانه همچنین همواره یک میراث درخشان سیاسی و فرهنگی خاص تاریخ ایرانیان بوده است که در این جنگ، یک نمود آشکار خود را به نمایش گذاشت. در این راستا جامعه ایرانی به تقابل با آن دسته از عناصر خائن به میهن برخاست که از مدتی قبل بدون واهمه از تهاجم دشمن اهریمنی به خاک ایران حمایت کرده و با گستاخی آن را سبب‌ساز آزادی و آبادی ایران می‌دانستند!

ذکر این نکته اهمیت دارد که مفهوم هویت ملی در سال‌های گذشته در جامعه ایرانی دچار تردیدهایی گردیده بود. برای نمونه پشت کردن به تیم ملی فوتبال در جام جهانی ۲۰۲۲ موردی بود که نشان می‌داد تلاش‌های سازمان‌دهی شده برای افول امر ملی در ایران، برای بخش‌هایی از جامعه به ثمر نشسته و مفهوم هویت ملی نزد این بخش‌ها کمرنگ و شاید بی‌اعتبار شده بود. اوج این مسئله در حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ قابل‌ملاحظه بود که متأسفانه به هتک حرمت نمادها و شخصیت‌های ملی انجامید.

تهاجم دشمن اما این ظرفیت را با خود در پی داشت که بار دیگر مفهوم هویت ملی را نزد جامعه ایرانی برجسته نموده و آن را فراگیر ساخت. تقویت هویت ملی در شرایط جنگی، موجد تأثیرات مهمی بر ساحات مختلف حیات جمعی زندگی ایرانیان گردید:

۱-همدلی با حاکمیت: شهادت رهبر انقلاب اسلامی و حذف فیزیکی شخصیت‌های ارشد کشوری و لشکری، این باور را تقویت کرد که تهدید دشمن، نه مختص شهروندان عادی، بلکه حتی چهره‌هایی است که در طول سال‌های گذشته و در فرایند جنگ شناختی دشمن، مورد هجوم شخصیتی قرارگرفته و به عافیت‌طلبی متهم شده بودند. بخش عمده‌ای از جامعه در این مرحله با ساختار سیاسی همدل گردیده و دفع تهدید دشمن را برای حراست از امنیت خود ضروری می‌بیند.

۲-احساس نیاز به حفظ دستاوردهای مادی: تهدیدهای مداوم رئیس‌جمهور آمریکا به هدف گرفتن زیرساخت‌های اقتصادی کشور، با شکل‌گیری این ادراک ملی درباره لزوم حفاظت از دستاوردهای چندین دهه‌ای در حوزه زیربنایی همراه گردید. اگرچه هدف راهبردی دشمن از تهدید زیرساخت‌های نظامی، تقابل آشکار جامعه و حاکمیت و ایجاد شورش نان است، اما گستردگی و فراگیری تهدید خارجی، جامعه را درباره اهمیت حفظ سرمایه‌های ملی (که پیش‌نیاز توسعه است) حساس می‌نماید.

۳-گسترش فرهنگ مدارای جمعی: نهایتاً آنکه تهدید وجودی ناشی از جنگ خارجی، بخش‌های گسترده‌ای از جامعه را به سمت لزوم حفظ انسجام ملی و فراموش کردن اختلافات مصنوعی هدایت نمود. اگرچه این مسئله همواره با چالش‌های مستحکمی مواجه است، اما درمجموع سطح رواداری و مدارای اجتماعی در میانه جنگ نسبت به دیگران افزایش قابل‌ملاحظه‌ای را تجربه می‌کند. این مورد نیز محصول دیگری از برافروختگی سائقه هویت ملی در میانه جنگ است که ازقضا مخالف خواست دشمن تحقق می‌یابد.

در این میان تردیدی نیست که تقویت هویت ملی و احساس تعهد به امر ملی- میهنی، نیازمند مراقبت و حفاظتی است که ازقضا حاکمیت بیش از سایر ارکان باید آن را تحقق بخشد. اگر به‌حکم شرایط جنگی و متناسب با عمق تهدید دشمن، سرمایه اجتماعی ناشی از تقویت هویت ملی توسعه می‌یابد، باید آن را به‌عنوان امر سیّالی پنداشت که بی‌توجهی به مبانی حفاظت از آن ممکن است به تشدید شکاف‌های اجتماعی منجر شود که خروجی آن در تمایل بخش‌هایی از جامعه به خشونت‌ورزی باشد. بنابراین پاسداشت مفهوم هویت ملی، به‌عنوان یک امر حقیقی، از سوی همگان و خصوصاً حاکمیت، پیش‌نیاز عبور از شرایط جنگی و سپس پای نهادن به مسیر سازندگی و توسعه است.

این مقاله را به اشتراک بگذارید