دست برتر ایران در جنگ چهل‏‌روزه: عوامل سلبی و ایجابی

 این یادداشت خلاصه‌ای است از مقاله‌ای که با همین عنوان در ماه‌نگار دیده‌بان امنیت ملی، شمارۀ 166، به زودی منتشر خواهد شد.

گزارش حاضر به تبیین و دسته‌‏بندی عوامل سلبی و ایجابی دست برتر ایران در جنگ چهل‌‏روزه از خلال خوانش و فهم متون و تحلیل‌‏های راهبردی صاحب‏نظران و تحلیل‏‌گران آمریکایی و صهیونیستی در سه ماه گذشته پرداخته است. مقصود از عوامل سلبی، اشتباهات و ضعف‌‏ها و آسیب‏‌پذیری‏‌های آمریکا و اسرائیل در عرصه‌‏های نظامی و اطلاعاتی طی جنگ چهل‌‏روزه است که زمینه‏‌ساز برتری ایران در آن مقطع زمانی شدند. عوامل ایجابی نیز شامل هوشمندی‌‏ها و توانمندی‏‌های جمهوری اسلامی در این جنگ می‏‌شود که اسباب فرصت‏‌یابی بهنگام و برتری ایران در جنگ مذکور را فراهم کردند.

غالب این تحلیل‌‏ها و تحلیل‏گران، برتری ایران در جنگ را در سطح راهبردی ارزیابی کرده و آن را به منزله شکست راهبردی آمریکا دانسته‏‌اند. در مقابل، برخی نیز گرچه به دست برتر ایران در جنگ اذعان دارند، اما آن را تاکتیکی دانسته و معتقدند ایران در چشم‌‎انداز بلندمدت و راهبردی کامیاب نبوده است.

مطالعۀ حداقل ده مقاله و گزارش راهبردی منتشرشده در نشریات و دیدارگاه‏‌های بنام آمریکایی و اسرائیلی نشان می‌دهد که در یک دسته‌‏بندی کلی، می‏‌توان به دو عامل سلبی و دو عامل ایجابی به عنوان عوامل شکل‌‏گیری برتری ایران اشاره کرد. عوامل سلبی عبارتند از: نخست، ناکامی جامعۀ اطلاعاتی آمریکا در تأثیرگذاری بر سیاست‏گذاری‌‏ها و تصمیم‏‌گیری‌‏های راهبردی کاخ سفید و در رأس آن، رئیس جمهور آمریکا و در واقع، نادیده‌‏انگاری تحلیل‏‌ها و هشدارهای جامعۀ مذکور از سوی ترامپ؛ و دوم، نبود راهبرد مشخص و منسجم برای دستیابی به اهداف جنگ از سوی متجاوزین و تکیۀ صرف بر قدرت آتش و تصور برتری نظامی برای پیشبرد مقاصد جنگی.

عوامل ایجابی عبارتند از: نخست، هدف‏‌گذاری واقع‌‏بینانه جمهوری اسلامی ایران در جنگ متناسب با موقعیت و توان راهبردی خود و دشمنانش در چارچوب استراتژی‌‏های جنگ نامتقارن؛ و دوم، فهم درست ایران از قابلیت‏‌های ژئواستراتژیک منطقه و تبدیل مؤثر آن به راهبردی برای تحمیل هزینه‏‌های مافوق تصور و محاسبۀ آمریکا و اسرائیل در جنگ که متجاوزین را ناگزیر به توقف جنگ در پایان روز سی‏‌ونهم کرد.

نقد و بررسی متون مذکور نشان می‏‌دهد که تحلیل‏گران از یک عامل مهم برای تبیین و توضیح برتری ایران در جنگ چهل‌‏روزه غفلت کرده‌‏اند و آن همانا ناکامی دشمن در جنگ شناختی علیه کارگزاران جمهوری اسلامی و مردم تا پیش از آغاز جنگ چهل‌‏روزه بوده است. در واقع، ناآرامی‏‌های خیابانی دی‏ماه ۱۴۰۴ در سراسر ایران، این برداشت نادرست را در میان متجاوزین ایجاد کرد که کارزار ادراکی علیه عناصر قدرت و ساختار توازن قوای ایران جواب داده و انسجام و پیوستگی اجتماعی- سیاسی در ایران را به قدر کافی گسسته است، به حدی که حمله نظامی تمام‏‌کننده می‏‌تواند به فروپاشی نظام سیاسی یا حداقل تسلیم آن در کمینۀ زمانی ممکن بیانجامد. واقعیات میدان در جنگ چهل‏‌روزه خلاف این برآورد را نشان داد و ساختار اجتماعی- سیاسی جمهوری اسلامی، در شرایط جنگی و در کمینۀ زمانی ممکن، منسجم و مقاوم ظاهر شد و این مهم‏ترین عامل برتری دست ایران در جنگ چهل‌‏روزه بود.

 

✍️فرزاد پورسعید،عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

این مقاله را به اشتراک بگذارید