چندین ماه از آغاز تجاوز مشترک دشمن آمریکایی- اسرائیلی به ایران میگذرد و اکنون شکست راهبرد فشار نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به اثبات رسیده است. این البته به معنای پایان برنامه ریزی چند سالهای که از سوی موساد برای محصور کردن ایران در تله فروپاشی و تجزیه صورت گرفته، نیست. تشدید محاصره ایران برای تعمیق مشکلات اقتصادی، پروژهی در دست اجرایی است که مستقیماً مناسبات جامعه و حاکمیت را هدف می گیرد. فازهای قبلی طرح موساد برای فروپاشی جمهوری اسلامی بر این پایه استوار بود که تشدید تنشها میان جامعه و حاکمیت و التهاب آفرینی در فضای سیاسی و اجتماعی، زمینه مناسبی را برای مداخله نظامی خارجی فراهم میکند و میتوان با تحمیل یک تکانه، براندازی در ایران را محقق کرد. اما این فازها در سال ۱۴۰۴ به نتیجه مورد نظر ختم نشد و اکنون به نظر میرسد بار دیگر تمرکز بر شکافهای جامعه و حاکمیت، کانون مرکزی طراحی های ضد ایرانی به شمار میآید.
اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که کلان پروژه دشمن، گرفتار کردن ایران در حصار “تکاپو برای حفظ بقا” و دست شستن از “چشم انداز توسعه” است، بیش از پیش به اهمیت تدبیرگری برای کاستن از مخاطرات کنونی و لزوم مانع تراشی پیشپای پروژه طراحی شده دشمن (که خود صراحتاً با افتخار از آن یاد کرده) پی میبریم. اهمیت مسأله زمانی بیشتر می شود که تجربه حوادث دی ماه ۱۴۰۴ ناظر به مسلح سازی معارضان برای دامن زدن به دریایی از خون میان حکومت و جامعه (از طریق اغراق نمایی در تعداد جان باختگان و نشر اعداد عجیب و اثبات نشدنی چهل هزار و پنجاه هزار نفر) از ابعاد حیرت آور این طراحی هدفمند و حساب شده پرده برداشته و به همگان یادآوری میکند که فرصت ها برای انتخاب گزینه های استراتژیک در مواجهه با روند تحولات پرشتاب کنونی بسیار محدود است و باید با نهایت دقت و ظرافت، نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری را هدایت نمود. با توجه به در پیش بودن بازگشایی دانشگاهها احتمال شکل گیری هسته های جدید اعتراضی و سپس هدایت آن از سوی دشمن به فضای ساختارشکن، التهاب آفرین و تنش زا (از جنس آنچه در دی ماه گذشته شاهد بودیم) اساساً دور از انتظار نیست. در این رابطه باید چند ملاحظه مهم را مد نظر قرار داد:
مسأله بنزین که بار دیگر به صدر دغدغهها مبدل شده، ظرفیت قابل توجهی برای قرار گرفتن به عنوان موضوع اصلی ناآرامیهای آتی را دارد. تجربه آبان ۱۳۹۸ اکنون پیش چشم همگان است و سیاست دستکاری قیمتها بارها ناکارآمدی خود را ثابت کرده است. تورم انتظاری شدید ناشی از این سیاست احتمالی (به سبب تأثیرات آن در افزایش نرخ کالاها و خدمات)، در کنار گره خوردن معیشت روزمره بخش قابل توجهی از شهروندان در قالب تاکسی های اینترنتی به مسأله بنزین، نگاهی لزوماً سیاسی و حتی امنیتی را به این موضوع ایجاب میکند. از این رو در عین آگاهی به آثار مخرب ادامه وضعیت کنونی در این حوزه، لازم است از اقدامات شوک آفرین (که نتیجه ای جز تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی ندارد) به شدت پرهیز شود.
دامن زدن به دوقطبی های سیاسی مخرب در وضعیت جنگی به بهانه های مختلف، و زیر سؤال بردن بخشهایی از نهادهای حاکمیتی، عملاً به منزله یاری رساندن به طراحی دشمن است. چرا که تضعیف حاکمیت، خدشه در اقتدار آن، زیر سؤال بردن اعتبار تصمیمات و سیاستهای کلیدی و کلان، و حتی ایجاد تردید در لایه های اجتماعی درباره اهداف و انگیزههای تصمیمسازان عالی، آن هم در میانه وضعیت جنگی ممکن است به التهاب آفرینی داخلی منجر شود. خصوصاً آنکه این مسأله، مهمترین مزیت دوران جنگ اخیر، یعنی پدیده اجتماعات خیابانی را نشانه رفته تا به غلبه حاشیه بر متن بیانجامد. حکم همین مسأله درباره التهاب آفرینی در فضای اجتماعی و مانور بر موضوعات بالقوّه تنش ساز، صادق است.
اجرای پروژه دشمن، ناظر به هجوم زمینی گروههای قومیتی ضد ایران، بنا به مجموعهای از عوامل در جنگ تحمیلی سوم متوقف ماند. اکنون باید با نگرانی درباره برنامه احتمالی دشمن در این باره چاره اندیشی شود. تصور صرفنظر کردن دشمن از این پروژه (که صورت بندی آن بسیار مشابه عملیات ناکام موسوم به فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ بود) ساده انگارانه است. بنابراین باید بسترهایی را که جاهلانه و یا عامدانه به تشدید شکاف های قومیتی و تحریک افکار عمومی میانجامد، رفع نموده و با عناصر فعال در این زمینه برخورد قاطع صورت گیرد.
نهایتاً حاکم شدن ماهیت فرسایشی بر جنگ اخیر و گرفتار کردن ایران در تله محاصره، تلاشی به منظور “استهلاک تاب آوری” در داخل کشور است. باید با هوشمندی و بهره گیری از امکانات و منابع در دسترس، زمینه خروج از محاصره و شکست آن را فراهم کرد. این امر نیازمند برخورداری از قدرت ابتکار عمل و “خروج از چارچوب پیشبینی پذیری” است. رفتارهای واکنشی و تکرار شدن یک الگوی رفتاری مشخص در برابر هجوم دشمن، قدرت بازدارندگی را تضعیف نموده و نتیجه ای جز سست شدن تدریجی توان داخلی برای مواجهه اثربخش با اقدامات تهاجمی دشمن ندارد.
