تغییر سبک زندگی نسل Z و الزامات سیاست‌گذاری امنیت اجتماعی

نسل Z نه تهدید، بلکه فرصتی تازه برای بازسازی رابطه جامعه و حکومت است؛ نسلی دیجیتال، مطالبه‌گر و خلاق که اگر به‌جای نگاه امنیتی صرف، شریک سیاست‌گذاری شود، می‌تواند پلی به سوی فردایی روشن‌تر برای ایران باشد.

«نسل Z» یا به نسلی گفته می‌شود که تقریباً از اواسط دهه ۱۳۷۰ تا اوایل دهه ۱۳۹۰ متولد شده و برخلاف نسل‌های پیشین، بخش مهمی از دوران کودکی و نوجوانی خود را در محیط اینترنت، تلفن هوشمند و شبکه‌های اجتماعی سپری کرده است. در ایران، این نسل را عمدتاً با عنوان «دهه‌هفتادی‌ها» و به‌ویژه «دهه‌هشتادی‌ها» می‌شناسیم. بااین‌حال، نسل Z در ایران صرفاً یک گروه سنی نیست؛ بلکه نسلی است که تجربه زیسته آن تحت تأثیر هم‌زمان جهانی‌شدن فرهنگی، گسترش اینترنت، تحریم، بحران‌های اقتصادی، فیلترینگ، تغییرات اجتماعی و شکاف میان هنجارهای رسمی و سبک‌های زندگی روزمره شکل گرفته است. ازاین‌رو، آنچه نسل Z را در ایران متمایز می‌کند، فقط استفاده گسترده از اینترنت نیست؛ بلکه تغییر در شیوه زیستن، ارتباط برقرارکردن، هویت‌یابی، مطالبه‌گری و مواجهه با اقتدار است.

یکی از ملموس‌ترین نشانه‌های تغییر سبک زندگی نسل Z در ایران، انتقال بخش مهمی از زندگی اجتماعی به فضای مجازی است. این نسل برای سرگرمی، ارتباط با دوستان، آموزش، خرید، کسب درآمد و حتی دریافت اخبار، وابستگی بیشتری به پلتفرم‌های دیجیتال دارد. اینستاگرام، تلگرام، یوتیوب، تیک‌تاک، واتساپ و دیگر شبکه‌های اجتماعی برای بسیاری از جوانان صرفاً ابزار ارتباطی نیستند، بلکه بخشی از محیط اجتماعی آنان محسوب می‌شوند. این وضعیت، رفتار اجتماعی نسل Z را نیز تغییر داده است. جوان امروز ممکن است بخش قابل‌توجهی از هویت خود را نه در محله، مدرسه یا حتی خانواده، بلکه در شبکه‌ای از دوستان و گروه‌های آنلاین شکل دهد. او می‌تواند از طریق یک گوشی هوشمند با سبک پوشش، موسیقی، روابط اجتماعی و شیوه زندگی جوانان کشورهای دیگر آشنا شود و آنها را با وضعیت زندگی خود مقایسه کند. در نتیجه، مرجع مقایسه نسل Z دیگر فقط خانواده، همکلاسی یا همسایه نیست؛ بلکه جهان گسترده‌ای است که هر روز روی صفحه تلفن همراه او ظاهر می‌شود.

تغییر الگوی پوشش و حضور در عرصه عمومی نیز یکی از ملموس‌ترین جلوه‌های این تحول در ایران است. بخشی از دختران و پسران جوان در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند سبک پوشش و ظاهر خود را بر اساس انتخاب شخصی و نه الزام هنجاری تعریف کنند. در سال های اخیر، نسل Z نشان داد که کنشگری اجتماعی برای آن الزاماً از مسیر احزاب، تشکل‌های رسمی یا رهبران سنتی عبور نمی‌کند. تلفن همراه، هشتگ، ویدئو، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات افقی می‌توانند ابزار کنش جمعی باشند.البته پذیرش تنوع سبک زندگی به معنای رها شدن در برابر الگوهای غربی نیست. باید با کار تدریجی فرهنگی، رسانه‌ای و آموزشی، الگوهای اصیل ایرانی-اسلامی را چنان جذاب و کارآمد بازآفرینی کرد که نسل Z آگاهانه و از سر انتخاب، به آن گرایش پیدا کند. در حوزه پوشش و ظاهر نیز به‌جای برخورد صرفاً سلبی یا امنیتی، باید با تقویت حس تعلق، ارائه جایگزین‌های زیبا و متنوع و گفت‌وگوی مستمر، زمینه را برای فاصله‌گرفتن تدریجی جوانان از سبک پوشش غربی فراهم ساخت؛ زیرا هویت وقتی درونی شود، خودبه‌خود در رفتار و ظاهر نسل جدید نیز متجلی خواهد شد.

در کنار اعتراض، تغییر در نگاه به آینده، اشتغال و مهاجرت نیز اهمیت دارد. بخشی از جوانان این نسل دیگر مسیر سنتی «تحصیل، استخدام، ازدواج و خانه‌دارشدن» را تنها مسیر مطلوب زندگی نمی‌دانند. کار فریلنسری، تولید محتوا، کسب درآمد از اینترنت، مهاجرت و حتی ساختن هویت حرفه‌ای در فضای مجازی برای آنان گزینه‌های واقعی‌تری شده است. هم‌زمان، مشکلات اقتصادی، تورم، دشواری اشتغال و مسکن و احساس محدودبودن فرصت‌های پیشرفت می‌تواند فاصله میان انتظارات این نسل و واقعیت اجتماعی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای امنیت اجتماعی این نیست که چرا نسل Z مانند نسل‌های قبلی زندگی نمی‌کند؛ مسئله این است که چگونه باید شکاف میان سبک زندگی جدید و ساختارهای رسمی جامعه مدیریت شود.

نخستین الزام، عبور از نگاه امنیتی صرف به تغییرات سبک زندگی است. تفاوت نسلی به‌خودی‌خود تهدید نیست. سیاست‌گذار باید میان رفتارهای متفاوت، آسیب اجتماعی و تهدید امنیتی تمایز بگذارد.

دوم، سیاست‌گذاری باید بر شناخت مستمر نسل Z استوار باشد. پیمایش‌های منظم درباره نگرش جوانان به خانواده، اشتغال، آینده، رسانه، مشارکت اجتماعی، مهاجرت و اعتماد عمومی می‌تواند به سیاست‌گذار امکان دهد پیش از تبدیل نارضایتی‌های پراکنده به بحران، آنها را شناسایی کند.

سوم، باید سیاست فضای مجازی از منطق صرفاً فیلترینگ به سمت حکمرانی هوشمند فضای دیجیتال حرکت کند. نسل Z را نمی‌توان با حذف یک پلتفرم از فضای شبکه‌ای خارج کرد. تجربه ایران نشان داده است که کاربران با ابزارهای مختلف به پلتفرم‌های مسدودشده بازمی‌گردند. بنابراین، افزایش سواد رسانه‌ای، تقویت رسانه‌های داخلی قابل‌اعتماد و ایجاد امکان گفت‌وگوی واقعی در فضای دیجیتال، اهمیت بیشتری دارد.

چهارم، جوانان باید از موضوع سیاست‌گذاری به شریک سیاست‌گذاری تبدیل شوند. شوراهای مشورتی جوانان، گفت‌وگوی مستقیم با دانشجویان و دانش‌آموزان و استفاده از ظرفیت متخصصان جوان می‌تواند فاصله میان نهادهای رسمی و نسل جدید را کاهش دهد.پنجم، سیاست امنیت اجتماعی باید با سیاست اقتصادی جوانان پیوند بخورد. اشتغال، مسکن، امکان تشکیل خانواده، حمایت از کسب‌وکارهای دیجیتال و ایجاد چشم‌انداز روشن برای آینده، موضوعاتی اقتصادی هستند، اما پیامد مستقیم امنیت اجتماعی دارند.

در مجموع می‌توان گفت نسل Z با همه تفاوت‌هایش، نه تهدیدی برای امنیت اجتماعی، بلکه فرصتی برای نوسازی رابطه جامعه و حاکمیت است. این نسل دیجیتال، خلاق و مطالبه‌گر، اگر از نگاه صرفاً امنیتی رها شود و به شریک سیاست‌گذاری بدل گردد، می‌تواند پلی میان سنت و مدرنیته باشد. با شناخت مستمر نگرش‌های جوانان، حکمرانی هوشمند فضای مجازی و پیوند امنیت اجتماعی با رفاه اقتصادی، شکاف‌های کنونی به ظرفیت‌های هم‌افزایی تبدیل می‌شود. ایران با سرمایه انسانی جوان خود می‌تواند از این گذار نسلی، مسیری به سوی آینده‌ای پویاتر و امیدوارتر بسازد؛ آینده‌ای که در آن تنوع سبک زندگی، نه تهدید، که نشانه بلوغ اجتماعی است.

✍️محمودرضا رهبرقاضی؛ دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی

این مقاله را به اشتراک بگذارید