پیامدهای کلان رفتار خرد: تأملی در اهمیت راهبردی رفتار کارگزاران خرد

«ثُمَّ انْظُرْ فی امُور عُمَّالِک»: و درامور کارگزارانت دقت کن (نهج‌البلاغه، نامۀ ۵۳)

در سال‌های اخیر در بسیاری از کشورهای جهان، موارد متعددی را سراغ داریم که رفتار توأم با تحقیر و خشونت یک مأمور پلیس یا یک کارگزار عمومی یا دولتی سطح خرد با یک شهروند یا مجموعه‌ای از شهروندان موجبات جریحه‌دار شدن افکار عمومی و حتی ایجاد شورش‌ها و ناآرامی‌های بزرگ را فراهم کرده است. رفتار کارگزاران و مأموران حکومت، حتی در سطوح محلی و خرد، به ویژه در عصری که آن را عصر اطلاعات می‌نامند و ویژگی‌اش همه‌جاگستری ابزارهای ارتباط دیجیتال و قابلیت انتشار ویروسی پیامها است، می‌تواند به راحتی موجب رنجش افکار عمومی و افزایش نارضایتی و خشم میلیونها شهروند شود و حتی همچون جرقه‌ای بر انبار باروت نارضایتی‌ها و سرخوردگی‌های جمعی باشد.

تقریباً تمام انقلابها و اعتراض‌های بزرگ تاریخ در نهایت با یک جرقه آغار شده‌اند، جرقه‌ای که آتشی در خرمن بزرگ و بهم فشردۀ نارضایتی‌ها، سرخوردگی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و تضادهای بنیادین جامعه انداخته‌ است. در بسیاری از موارد، این جرقه را رفتار یا گفتار یکی از کسانی برانگیخته است که خود مسئول حفظ نظم، تأمین امنیت، اجرای قانون، رسیدگی به شکایات یا ارائۀ خدمات به نمایندگی از نظام سیاسی مستقر بوده­اند. کسانی که آنها را کارگزاران یا مأموران نظام می‌نامند. مأموران پلیس و نیروهای نظامی و انتظامی در هر سطحی و کارمندان و مدیران ادارات دولتی و عمومی از جمله این کارگزاران هستند که رفتارشان در جامعه، ممکن است عامل رضایت یا نارضایتی، و حتی عامل انفجار خشم یا ایجاد آرامش باشد.

کارگزاران نظام سیاسی، حتی در خردترین سطوح، جلوۀ نمادین و نمایش‌یافتۀ آن نظام سیاسی هستند. ‌معمولا بی‌واسطه‌ترین و پرتکرارترین تماس و مواجهۀ شهروندان یک کشور با نظام سیاسی حاکم در آن کشور، از طریق همین کارگزاران و مأمورانی است که معمولا در سطوح محلی و خرد مشغول فعالیتند. بنابراین، رفتار و گفتار آنان، نه تنها ملاک داوری بخش زیادی از افکار عمومی دربارۀ حکومت کشورشان است، بلکه می‌تواند منشأ افزایش یا کاهش بیگانگی سیاسی، خشونت، نارضایتی، بی‌اعتمادی و سرخوردگی و در نهایت موجد همکاری و اعتماد یا شکاف و تخاصم مردم و حکومت باشد.

به ویژه در عصر ما که آن را «عصر اطلاعات» نامیده‌اند، رفتار و گفتار کارگزاران، نمایندگان و مأموران حکومت اهمیت ویژه‌ای از منظر ثبات سیاسی و امنیت ملی یافته است. علت این است که به لطف وجود ابزارهای ارتباطی و تبدیل خبرنگاری به خبرنگاری شهروندی، رؤیت‌پذیری این رفتارها به مراتب افزایش یافته و از سطح فردی، گروهی و حداکثر جامعۀ محلی که در گذشته رایج بود، به راحتی به سطح ملی و حتی بین‌المللی راه یافته است.

به بیانی استعاری می‌توان گفت همه‌جاحاضر بودن ابزارهای ارتباطی نوین و استفادۀ شهروندان از آنها برای به اشتراک گذاشتن رویدادها، ساختار سراسربین (Panopticon) دولت‌های مدرن را دوسویه کرده است. اکنون دولتها به بسیاری از وجوه زندگی شهروندان دست یافته‌اند، اما از سوی دیگر، بسیاری از کنش-گفتارها، رفتارها و تبادلات و تعاملات سیاستمداران، کارگزاران و مأموران حکومت نیز در معرض دید میلیونها شهروند قرار گرفته است. اظهار نظر ناشیانۀ یک سیاستمدار در محفلی کوچک ممکن است به راحتی در فضای مجازی به صورت ویروسی منتشر و باعث خشم و انزجار میلیونها نفر شود و رفتار ناشیانه و تحقیرآمیز یک افسر پلیس در تونس، دومینویی از انقلاب‌ها را در حساس‌ترین منطقۀ ژئوپلیتیک جهان برمی‌انگیرد.

در عصر ما که عصر طلایی «رؤیت‌پذیری دوسویه» است، حکومت‌ها نه‌تنها انحصار نظارت و کنترل رفتار شهروندان را از دست داده‌اند، بلکه خود به ابژۀ نظارت و کنترل شهروندان تبدیل شده‌اند. عدم درک این واقعیت از سوی حکومتها و کارگزاران خرد و کلانشان، ممکن است ضربات مهلکی را بر پیکر اعتماد شهروندان از یک سو و مشروعیت نظام‌های سیاسی از سوی دیگر وارد کند.

پیشنهادهای سیاستی

  1. مردم به صورت طبیعی معمولا رفتار کارگزار خرد را به حساب کلیت نظام سیاسی‌شان می‌گذارند و بنابراین به طور کلی رفتار کارگزاران خرد می‌تواند بسیار حساسیت‌زا باشد، اما هنگامی که رسانه‌های رسمی کشور و مسئولان سطح میانی و کلان بازنمایی حمایتگرانه و توجیه‌گرانه‌ای از رویداد داشته باشند، این در واقع به معنای مهر تأیید نهایی سیستم بر رفتار کارگزارش خواهد بود. بنابراین، ضروری است رسانه‌های رسمی کشور و کارگزاران سطح میانی و کلان، ، اولا رفتار کارگزاران و مأموران خاطی را محکوم و نکوهش کنند، ثانیا فرایند داردسی عادلانه و شفاف را آغاز و این اقدام را اطلاع‌رسانی کنند و ثالثا فورا و با تمام توان زمینه‌های جلوگیری از تکرار این رفتارها را فراهم کنند. در آن صورت شهروندان خواهند توانست بین آنچه یک کارگزار یا مأمور سطح خرد از سر خبط و خطا و بی‌اطلاعی انجام داده و رفتار نظام‌مند و نهادمند یک نظام سیاسی تفکیک ایجاد کنند و خطای اولی را به حساب چشمپوشی و حمایت دومی نگذارند.
  2. به نظر می­رسد فقدان آموزش کافی برای کارگزاران و مأموران حکومتی سطوح خرد نقش قابل توجهی در رخ دادن و تکرار اینگونه رویدادها داشته باشد. کارگزاران نظام سیاسی، در هر سطحی، نیاز به آموزش دارند و در این آموزشها باید مرزهای و محدوده­های رفتار قانونمند، مهارتهای کنترل خشم، نحوه اجرای احکام، نحوه مواجهه با مقاومت احتمالی شهروندان و از همه مهتر اصول انسانی و اخلاقی تعامل با شهروندان از هر قشر و جایگاه و پایگاهی گنجانده شود.

 

مجتبی قلی­‌پور، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید