سیل نپال، برآوردهای اقلیمی و بایسته‌های مدیریت بحران

در اوایل شهریور ۱۴۰۵، سیل عظیمی بخش‌های زیادی از کشور نپال را درنوردید که در کنار خسارت‌های عظیم مالی، به کشته‌شدن یا مفقودی صدها شهروند نپالی و گردشگر خارجی انجامیده است. ترکیبی از عوامل طبیعی و آسیب‌پذیری‌های انسانی، پیامدهای مخرب سیل در کشور نپال را تشدید کرده است. از نقطه‌نظر طبیعی و اقلیمی، به خاطر الگوهای آب و هوایی، مانند بارش‌های شدید موسمی، طغیان دریاچه‌های یخچالی و بهمن‌های یخی در مناطق کوهستانی و تخریب یک سد بزرگ، سطح آب با سرعت بسیار زیاد افزایش یافت و سیلاب ناگهانی قدرتمندی ایجاد شد که امکان واکنش مناسب را از آسیب‌دیدگان سلب کرد. به عنوان مثال، طبق گزارش‌ها، تراز آب در برخی مقاطع زمانی، در عرض نیم ساعت نزدیک به ۹ متر افزایش یافته است.

البته عوامل ساختاری و اجرایی و نیز مولفه‌های اجتماعی نیز در شدت خسارت‌ها موثر بودند که از آن جمله می‌توان به شهرنشینی پرشتاب و بدون برنامه‌ریزی اشاره کرد. بسیاری از خانه‌ها، جاده‌ها و زیرساخت‌ها در دل دشت‌های سیلابی ساخته شده و بستر رودخانه‌ها از طریق تنگ‌کردن مسیرهای زهکشی طبیعی به املاک مسکونی و اداری تبدیل شده‌اند. از طرف دیگر، ناکارآمدی اداری و اجرایی و شکاف‌های نهادی باعث شده است تا چارچوب‌های پیشگیرانه برای مدیریت محلی بحران وجود نداشته باشد، هشدارهای اولیه با تأخیر منتشر شود، ارتباطات اضطراری مختل شود، و نهایتاً تخلیه به‌موقع انجام نگردد؛ حال آنکه یک پیش‌هشدار می‌توانست جان انسان‌های زیادی را نجات دهد.

با مرور برخی سیلاب‌های ایران در سال‌های اخیر، می‌توان تصدیق کرد که وضعیت اقلیمی و ساختار اجتماعی و اجرایی کشور کمابیش با مولفه‌های آسیب‌زای فوق مشابهت دارد. بستر بسیاری از رود ـ دره‌ها در تهران و سایر شهرهای کوچک و بزرگ ایران زیر ساخت‌وساز رفته و در حال بهره‌برداری مسکونی، صنعتی یا کشاورزی هستند که بارها نیز منشاء خسارات عظیم بوده‌اند. همزمان، طبق برآوردهای مختلف اقلیمی، پیش‌بینی می‌شود در امتداد رویدادهای مربوط به چرخه‌های ال نینو، ایران در ماه‌های آتی الگوهای بارشی قابل توجهی را تجربه بکند که بالاتر از میانگین‌های سالانه هستند. برخی برآوردها تاکید می‌کنند که پدیده مذکور به احتمال زیاد، بی‌سابقه بوده و سطح بالای بارش‌ها به سیلاب‌های ناگهانی منجر خواهد شد. اگرچه برآوردها، به دلیل تفاوت در مدل‌های مورد استفاده، با یکدیگر متفاوت هستند، اما اغلب آنها تاکید دارند که دست کم مناطق غربی ایران نشانه‌های بارش فصلی شدید در پاییز و زمستان را در خود دارند و متعاقب دوره‌های خشکسالی طولانی‌مدت، ظرفیت جذب آب توسط زمین‌های خشک یا نیمه‌خشک کاهش یافته و روان‌آب‌های سطحی به سیلاب ناگهانی تبدیل خواهند شد.

از آنجایی که ظرفیت سامانه‌ها و دستگاه‌های مدیریت بحران در ایران در خلال بیش از یک سال گذشته درگیر پدافند غیرعامل و عملیات‌های امداد و نجات مربوط به دو جنگ تحمیلی بوده است، ممکن است در مواجهه موثر با سیلاب‌های احتمالی کاستی‌هایی خسارت‌بار وجود داشته باشد؛ به‌ویژه آنکه به خاطر آتش‌بس شکننده موجود، نمی‌توان تضمین کرد در روز واقعه، ظرفیت‌های این دستگاه‌ها به تمامی از میدان جنگ رها شده باشد. با توجه به شرایط مذکور، و پیامدهای سیاسی و اجتماعی هرگونه قصور و کاستی در مدیریت سیلاب‌های احتمالی، ضرورت دارد همه دستگاه‌های مسئول با مرور دقیق برآوردهای موجود اقلیمی و ترسیم سناریوهای احتمالی، در فرجه زمانی پیش‌آمده به خاطر آتش‌بس نسبی، به فوریت و در سطوح مختلف ملی و محلی، برنامه‌های عملیاتی برای مدیریت موفق بحران و مقابله با سیلاب‌های احتمالی را تدوین نمایند. اهتمام حاکمیت نسبت به پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای مواجهه موثر با مخاطرات اقلیمی، در کنار تقویت سرمایه اجتماعی، قدرت ملی و ترسیم تصویری کارآمد از حکمرانی، امنیت روانی شهروندان ایرانی را نیز ارتقا می‌دهد.

در سیاست‌گذاری مذکور، برخی مولفه‌های کلیدی از این قرار خواهند بود:
*-* استفاده از شبکه‌ها و تجهیزات پیش‌بینی و نظارت چندلایه شامل باران‌سنج‌ها، حسگرهای ارتفاع رودخانه، رادار آب و هوایی و تصاویر ماهواره‌ای؛
*-* سامانه‌های ارسال هشدارهای لحظه‌ای سیل به مناطق در معرض آسیب از طریق کانال‌های متنوعی همانند رادیو و تلویزیون، پیامک، و رسانه‌های اجتماعی؛
*- * آموزش و آمادگی عمومی از طریق کمپین‌های هدفمند رسانه‌ای، مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد، ادارات و… به همراه مانورهای دوره‌ای؛
*-* تدوین و تمرین برنامه‌های مدیریت اضطراری در برابر سیلاب و سایر بلایای طبیعی؛
*-* ارزیابی و شناسایی مناطق پرخطر، جمعیت‌های آسیب‌پذیر و زیرساخت‌های حیاتی برای اولویت‌ بندی منابع و هشداردهی بهنگام.

✍️ سعید صادقی جقه، همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی

برچسب ها:
این مقاله را به اشتراک بگذارید