تغییر الگوهای تجمعات شهری؛ از اعتراض تا اجتماع هویتی

در تحلیل رفتار جمعی در ایران، تجمعات شهری معمولاً با مفهوم اعتراض، مطالبه‌گری و بیان نارضایتی اجتماعی شناخته می‌شوند. گرانی، تورم، مشکلات معیشتی، بیکاری و مسائل اجتماعی می‌توانند شهروندان را به فضای عمومی بکشانند تا مطالبات خود را بیان کنند. بااین‌حال، تجربه جنگ اخیر نشان داد که فضای عمومی شهر می‌تواند کارکردی متفاوت نیز پیدا کند. هنگامی که تهدید خارجی و امنیت سرزمینی به مسئله اصلی جامعه تبدیل می‌شود، بخشی از مردم، با وجود مشکلات اقتصادی و نارضایتی‌های انباشته، به‌جای آنکه صرفاً بر مطالبات داخلی متمرکز شوند، در دفاع از ایران به میدان می‌آیند. این تغییر را می‌توان گذار از «تجمع اعتراضی» به «اجتماع هویتی» دانست.

مفهوم اجتماع هویتی در اینجا به معنای تجمعی است که نقطه ثقل آن نه اعتراض به یک سیاست یا مطالبه اقتصادی، بلکه احساس تعلق به یک «ما»ی جمعی است. در شرایط جنگ، این «ما» می‌تواند در قالب ایران، سرزمین، ملت، امنیت ملی و در بخش‌هایی از جامعه در پیوند با ارزش‌های دینی و انقلابی تعریف شود. به همین دلیل، ممکن است فردی که در شرایط عادی نسبت به گرانی، تورم یا عملکرد برخی نهادها انتقاد دارد، در هنگام تهدید خارجی، همان انتقادات را موقتاً در اولویت دوم قرار دهد و حضور خود را به نشانه حمایت از کشور و دفاع از تمامیت سرزمینی تعریف کند.

این پدیده از منظر جامعه‌شناسی سیاسی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد نارضایتی اجتماعی الزاماً به معنای گسست هویتی از کشور نیست. شهروند می‌تواند هم‌زمان منتقد وضعیت اقتصادی باشد و در برابر تهدید خارجی از ایران دفاع کند. یکی از خطاهای تحلیلی آن است که نارضایتی از شرایط داخلی را معادل بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور بدانیم. تجربه جنگ نشان می‌دهد میان «نارضایتی از وضعیت موجود» و «تعلق به ایران» الزاماً رابطه‌ای متناقض وجود ندارد.

در چنین شرایطی، خیابان نیز معنای خود را تغییر می‌دهد. خیابان در وضعیت عادی می‌تواند محل اعتراض و مطالبه‌گری باشد، اما در شرایط بحران خارجی می‌تواند به محل نمایش همبستگی ملی تبدیل شود. حضور شبانه مردم در محله‌ها و فضاهای عمومی، همراهی با برنامه‌های مذهبی و ملی، حضور در مساجد و هیئت‌ها و شکل‌گیری اجتماعات محلی، همگی می‌توانند بخشی از فرآیند بازتولید احساس تعلق جمعی باشند. در این وضعیت، مردم صرفاً «تماشاگر جنگ» نیستند؛ بلکه از طریق حضور خود تلاش می‌کنند نشان دهند که جامعه در برابر تهدید خارجی دچار فروپاشی نشده است.

یکی از مهم‌ترین ابعاد این تحول، بازتنظیم اولویت‌های اجتماعی است. فشار اقتصادی در زندگی روزمره مردم همچنان وجود دارد؛ قیمت‌ها افزایش یافته، قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا کرده و مشکلات معیشتی همچنان واقعی‌اند. اما جنگ می‌تواند صورت‌بندی مسائل را تغییر دهد. هنگامی که امنیت کشور و جان مردم در معرض تهدید قرار می‌گیرد، مسئله «ایران» برای بخشی از جامعه به یک اولویت فراگیر تبدیل می‌شود. در نتیجه، مسئله اصلی برای مدتی از «چقدر گران شده است؟» به «چگونه باید از کشور دفاع کرد؟» تغییر می‌کند. این تغییر به معنای از میان رفتن مشکلات اقتصادی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده تقدم موقت یک هویت فراگیرتر بر مطالبات روزمره است.

این مسئله برای سیاست‌گذاری امنیتی یک پیام مهم دارد: امنیت ملی فقط با ابزارهای نظامی و انتظامی حفظ نمی‌شود؛ بلکه به سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان نیز وابسته است. جامعه‌ای که شهروندان آن کشور را «متعلق به خود» بدانند، در شرایط بحران ظرفیت مقاومت بیشتری دارد. بنابراین، حفظ و تقویت این سرمایه اجتماعی باید بخشی از سیاست امنیت ملی باشد.

البته نباید از این واقعیت چنین برداشت کرد که مشکلات معیشتی در شرایط جنگی اهمیت خود را از دست می‌دهند. برعکس، مدیریت اقتصادی و کاهش فشار بر زندگی مردم، یکی از الزامات حفظ همین همبستگی است. اگر شهروندی احساس کند که در شرایط دشوار اقتصادی تنها مانده است، ظرفیت همبستگی اجتماعی در بلندمدت کاهش خواهد یافت. بنابراین، میان دفاع از ایران و حل مشکلات مردم نباید دوگانگی ایجاد کرد. تقویت امنیت ملی بدون توجه به امنیت اقتصادی و اجتماعی پایدار نیست.

از این منظر، راهبرد مناسب آن است که نهادهای مسئول، این سرمایه هویتی را به سرمایه‌ای پایدار برای انسجام ملی تبدیل کنند. شنیدن مطالبات اقتصادی مردم، تقویت اعتماد عمومی، حمایت از خانواده‌ها در شرایط بحران، شفافیت در اطلاع‌رسانی، مقابله با شایعات و اخبار جعلی و تقویت شبکه‌های محلی همیاری، می‌تواند پیوند میان «ایران‌دوستی» و «اعتماد اجتماعی» را مستحکم‌تر کند.

در نهایت، تجربه جنگ اخیر نشان داد که جامعه ایران را نمی‌توان صرفاً با شاخص نارضایتی اقتصادی تحلیل کرد. ممکن است جامعه‌ای از گرانی ناراضی باشد، اما در برابر تهدید خارجی از کشور خود دفاع کند؛ ممکن است شهروندی منتقد سیاست‌های داخلی باشد، اما امنیت ایران را خط قرمز خود بداند. این واقعیت، اهمیت مفهوم اجتماع هویتی را آشکار می‌کند. در چنین وضعیتی، میدان شهر دیگر صرفاً محل اعتراض نیست؛ بلکه می‌تواند به صحنه‌ای برای بازنمایی تعلق، همبستگی و دفاع از ایران تبدیل شود. هنر سیاست‌گذاری نیز آن است که این سرمایه اجتماعی را نه صرفاً در زمان جنگ، بلکه در دوران عادی نیز با عدالت، کارآمدی، پاسخ‌گویی و توجه به مسائل واقعی مردم تقویت کند؛ زیرا قدرتمندترین پشتوانه امنیت ملی، جامعه‌ای است که ضمن امکان نقد و مطالبه‌گری، در لحظه تهدید، ایران را از اختلافات روزمره خود بزرگ‌تر می‌بیند.

 

محمودرضا رهبرقاضی دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی

این مقاله را به اشتراک بگذارید