در روزهای اخیر برخی خبرگزاریها گزارشهایی مبنی بر برنامهریزی ایالات متحده و اسرائیل برای بیسابقهترین کارزار بمباران علیه اهداف زیرساختی ایران منتشر کردهاند. طبق اعلام این خبرگزاریها، زیرساختهایی مثل پالایشگاهها، نیروگاهها، پلها و محورهای مواصلاتی از جمله اهداف این حملات خواهند بود تا توانایی ایران برای ارائه خدمات عمومی، مدیریت اجرایی داخلی و پشتیبانی از فعالیتهای نظامی کاهش یابد. در این میان حتی از حمله به شبکه برق تهران با هدف قطع کامل برق در این شهر سخن رفته است. البته همه این خبرگزاری ادعا کردهاند که هنوز تصمیم نهایی در این خصوص گرفته نشده و ممکن است همه این طرحها در لحظه آخر توسط رئیس جمهور ایالات متحده لغو گردد.
متعاقب انتشار گزارشهای مذکور، سفارت ایالات متحده در اردن طی یک هشدار امنیتی نسبت به تشدید احتمالی تنشها در منطقه غرب آسیا هشدار داد و از اتباع آمریکا خواست آمادگی داشته باشند که در صورت وخامت اوضاع، منطقه را ترک کنند. چند ساعت بعد، سفارتخانههای این کشور در عراق، اسرائیل، عمان، قطر، بحرین، مصر، عربستان، لبنان، امارات متحده عربی و کویت همان هشدار را تکرار کردند.
در ایران، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در پیامی با اشاره به شتاب فزاینده ایالات متحده در مسیر آتشافروزی فراگیر به همه کشورها هشدار داد که خود را سپر دفاعی آمریکای جنایتکار و متجاوز قرار ندهند. همچنین رسانهها به نقل از یک مقام ارشد امنیتی گزارش دادند که در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای ایران، برنامه گستردهای برای پاسخ به دیوانگی آمریکا وجود دارد. همزمان فهرستی از مراکز و زیرساختهای حیاتی منطقه نیز به عنوان اهداف احتمالی حملات تلافیجویانه ایران منتشر شد. اما در سوی دیگر، فعالیت رسانهها، و در راس آنها صداوسیما، بهگونهای است که گویی گزارشها و مواضع مسئولان نظامی و امنیتی داخلی صرفاً بخشی از جنگ روانی و رسانهای است و خطری متوجه امنیت و زندگی شهروندان نیست.
اگرچه افزایش فشار بر ایران و حتی کشورهای منطقه، قطعاً یکی از اهداف کارزار رسانهای اخیر است، اما این امر بدان معنا نیست که اخبار مذکور لزوماً یا تماماً نادرست باشند. بخشهای نظامی کشور همانند ماههای اخیر، در حالت آمادهباش قرار داشته و مشغول انجام وظایف خود هستند اما، همانطور که گفته شد، روند فعالیت رسانهها و نیز مواضع مسئولان اجرایی، تناسبی با تهدیدهای احتمالی ندارد؛ صداوسیما برنامه خاصی برای اطلاعرسانی و افزایش آمادگی شهروندان پخش نمیکند، در کانالهای خبری و رسانههای پرمخاطب اثری از آمادهسازی شهروندان نیست؛ و از اپراتورهای تلفن همراه، پیامکی در این خصوص ارسال نمیگردد.
تردیدی نیست که آموزش، توجیه و آمادهسازی شهروندان غیرنظامی و سازماندهی آنها (در هر سطحی که میسر باشد) ضمن حفاظت از جان خود آنها، میتواند بخش قابل توجهی از بار نیروهای امداد و نجات را نیز در این هنگامه جنگ کاهش دهد. همچنین، باید توجه داشت که تلاش و مساعی حاکمیت در حفاظت از امنیت شهروندان غیرنظامی، از جمله مؤلفههای بسیار مهم در تقویت سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی به شمار میروند.
در این میان شاید برخی بر این نظر باشند که به خاطر قطعینبودن حملات به زیرساختها، بهتر است از ایجاد هراس عمومی خودداری شود. پاسخ این است که شهروندان پیشاپیش و از طرق مختلف در معرض اخبار و شایعات قرار میگیرند و اتفاقاً این خونسردی رسانهای و نادیدهانگاری خطر (اگرچه با قصد اجتناب از هراسافکنی) است که باعث میشود امنیت روانیشان تضعیف شود و خود را در برابر خطر قریبالوقوع بیپناه حس بکنند. اگر بخشی از تهدیدها تحقق یابد، هرگونه ملاحظهکاری و تعلل در هشداردهی و آمادهسازی مردم، ضمن افزایش ضریب آسیبپذیری مردم، سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی را نیز تضعیف خواهد کرد. برعکس، اگر تهدیدها در حد رتوریک باقی بمانند، چیزی جز مسئولیتپذیری حاکمیت در قبال امنیت و آسایش شهروندان رخ نداده است.
با توجه به ملاحظات فوق، توصیه میشود رسانههای حاکمیتی و مسئولان ذیربط، دستورالعملها و آموزشهای حداقلی برای مواجهه مناسب شهروندان غیرنظامی با وضعیتهای اضطراری ناشی از حمله به زیرساختها را سریعاً آماده کرده و با لحاظ ظرافتهای لازم، از طریق صداوسیما، شبکههای اجتماعی، پیامک و سایر کانالهای ارتباطی به اطلاع عموم مردم برسانند. به این ترتیب، ضمن کاهش آسیبپذیری مردم در برابر اینگونه حملات، میتوان با طراحی دشمن در انتقال جنگ از میدان نبرد به زندگی روزمره مردم و ایجاد دستورکار جدید برای سامانههای امنیتی و انتظامی نیز مقابله نمود.
✍️سعید صادقی جقه، همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی
